20-بسم الله الرحمن الرحيم گفت و جان داد.
جُنهيد بغدادي شروع به
خواندن قرآن كرد تا آن را ختم نمود سپس ابتدا كرد از بقره چون70آيه از آن
را خواند كار بر وي تنگ شد و بيهوش شد چون به هوش آمد،مريدان گفتند:خدا را
ياد كن بگو:الله،گفت:ننام او را فراموش نكرده ام.
و در نقل ديگر است كه وقتي به وي گفتند:بگو:الله:تا كي مي گوييد:الله و حال آنكه من سر تا پا در آتش عشق او سوخته ام پس تسبيح آغاز كرد و با انگشت حساب كرد تا چهار انگشت روي هم گذاشت در نهايت تعظيم گفت:«بسم الله الرّحمن الرّحيم» و ديد بر هم نهاد و جان داد.(و الله اعلم)
الهي هر چه خواهي كن بجانم مكن بي نور خود شمع روانم
فروزان سينه ام را از آتش و عشق بسوزان هستيم در تابش عشق
دلم چون شمع آتـش خانه گردان بشمعـم عالمـي پروانه گردان
ز قلبم چشمه حـكمـت بر انگيز روان از قلب گردان بر زبان نيز
حجـابي بر من مشـتاق بگشا لبم بر ناله ي عشّـاق بُگشــا
نواي نالـه ام را دلنشـين كن زبان خانـه ام را آتشيـن كن
و در نقل ديگر است كه وقتي به وي گفتند:بگو:الله:تا كي مي گوييد:الله و حال آنكه من سر تا پا در آتش عشق او سوخته ام پس تسبيح آغاز كرد و با انگشت حساب كرد تا چهار انگشت روي هم گذاشت در نهايت تعظيم گفت:«بسم الله الرّحمن الرّحيم» و ديد بر هم نهاد و جان داد.(و الله اعلم)
الهي هر چه خواهي كن بجانم مكن بي نور خود شمع روانم
فروزان سينه ام را از آتش و عشق بسوزان هستيم در تابش عشق
دلم چون شمع آتـش خانه گردان بشمعـم عالمـي پروانه گردان
ز قلبم چشمه حـكمـت بر انگيز روان از قلب گردان بر زبان نيز
حجـابي بر من مشـتاق بگشا لبم بر ناله ي عشّـاق بُگشــا
نواي نالـه ام را دلنشـين كن زبان خانـه ام را آتشيـن كن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0:7 توسط Ehsan
|
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت شما دوست گرامي